تبلیغات
لبخند : ) با شناسه م ن - فقط جهت ثبت




























لبخند : ) با شناسه م ن

بیشتر از دو روز طول نکشید ..
و چه بساسوژه هایی که گرفتیم ودادیم /
فراوانیه محبت هم خودش دل زَدگی میاورد ،
که با وجودت کمی آراممان کردی "مادر بزرگ"
( مادر بزرگ ،واژه غریبی میشود گاهی..
که نداشتنش می تواند غمی شود در معنای خود ،" گاهی دلم برایت تنگ میشود / فقط گاهی ")
حرف های سنگینت را آویزه گوش میکنم ،
تاشاید در پس تمام این ریز خنده هایم ،مفهومی پیدا شد / روزی!
ودوقلوهایی که در مهربانیه خود بی نظیر بودند..
یاسین مهربانم..
بوسه ی اخرت را باد به دستم رساند..
 نگه اش میدارم ،
 برای روز مبادا..
و تو دوست نازنینم.. با تمام گیج زدن هایت / و پنجره هایی که میتوانست بدستت بسته شوند که نشدند!; )
بودنت ، همیشگی ..



+ تمام این هارا گفتیم که بگوییم چِشم برتمام اتفاق های ناهنجار اطراف بسته ایم ..
و با دلخوشی تمام از خاطرات بهاریمان میگوییم..

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ ن1 :
این روزها با کتاب هام حرف میزنم.. ومدام منو یاد غزل استادِ نازنینی میندازن /
"اعجاب آوری به توباید نگاه کرد "


پ ن 2 :
 نقل قول از فرشته / خدایا جان من ،تو هم این چیزایی که من میبینم ومیبینی !؟


پ ن3 :
گویا ، کمرنگ میشویم .. برای چند روز / شاید..

نوشته شده در 1390/06/12 ساعت 19:50 توسط zahra نظرات |


Design By : Pichak