تبلیغات
لبخند : ) با شناسه م ن - باشد ها، باشید ، سرجایتان ، لطفا




























لبخند : ) با شناسه م ن

به مامان اس ام اس میدهم پیاده می آیم ، دیر میرسم.. نگران نشود /. میگوید ببخشید دخترم یه لحظه! بر میگردم.. کمی تا مقداری شبیه مادر بزرگی جانمان است.. کوتاه تر و کمی راست تر..نگاهش به گوشیه دستم.. دستش توی کیفش ،چند تا هزاریه مچاله شده در میاره میگه ، اصلا کار خاصی نمیخواد انجام بدی ..فقط یه شماره است! هر چقدر هزینه اش شد میدم..

از این جمله اش خنده ام میگیره و میگم  مسئله ای نیست ! شماره تونو بگید ،میگیرم که صحبت کنید!! که توضیح میده کسی که باید پایه تلفن صحبت کنه اون نیست ،منم..
قرار است زنگ بزنم ، اگر مرد گوشی را برداشت بگویم خانم لطفی؟ واگر گفت بله .. گوشی را قطع کنم! ان هم یهویی ..

حس خوبی بود ، با اینکه میدونم اگه پدر جانمان در جریان کار ما قرار میگرفت کلی بساط ِ تربیتی داشتیم! به احتمال جریمه های خانوادگیه خودمان.
مرد گوشی و برداشت.. گفتم خانم لطفی هستند؟ سکوت کرد.. گفتم الو؟ گفت مُرد! و گوشی و قطع کرد..

پیرزن گفت ، دخترم گوشی وبرداشت ؟تمام حس شیطنتم یکجا فروکش کرد ، اصلا از خودم متنفر بودم.. .. فقط گفتم ، نه ..گفت اشتباه گرفتم /.

چادرش را به دندانش گرفت وبعد ازکلی عذر خواهی رفت.. روبه روی یه سمساریه تلویزیون بودم ! باد پاییزی حسابی لرزه به تنم انداخته بود !
 دستی به موهام بردم و مقنعه ام وجلوتر کشیدم  و فک کردم  مردک حتما اعصابش خراب بوده ، و یا اصلا چرتی گفته است..




+ انگار که همه چیز باشد وان چیز که باید باشد نباشد..به طور دقیق باشد ها ونباشد هایم سر جایشان نیستند انگار!
نه تنها باشد ها ونباشد های من.. مثال موجود برادر جان ما!
هیچ گونه خوشی ای هم زیر دلمان را نزده است :/



++باتوجه به این اوضاع اقتصادی به تمام مسئولان عزیز تبریک میگم :* :|




نوشته شده در 1391/07/6 ساعت 22:30 توسط zahra نظرات |


Design By : Pichak