تبلیغات
لبخند : ) با شناسه م ن - باز باران، با، ترانه .. مینوازد، نوای شبانه ..




























لبخند : ) با شناسه م ن

فروردین که شروع شد گفتم سالی  که نکوست از ...
از رد شدن سیخ کباب از انگشت های مامان و شکستن پاهای بابا و48 روز خونه نشینیش و اوضاع کاریه سعید گرفته تاااا اوضاع درس خوندن من که  با خوندن کامنتا فهمیدم چ توهمی ایجاد کردم ; )
روزای اخر فروردین جزو بهترین تجربه های زندگیم بود .. 
اردیبهشت ک اومد دیدم روزا روزای منه ..روزای پر از بارون و پیاده روی و گوش دادن به مضراب زندگی..
(خواستم به لَ یا بگم چقدر خوبه که شماله.. اینکه میگم اونجا بجای منم نفس عمیق بکش واسه اون همه حس فوق العاده است که دوست نداری واسه ی لحظه بازدمی باشه .. 
ب اینم فک کردم که چطوری میشه یکی اینقدر به بارون عادت کنه که زیاد با اومدنش حال نکنه وطبیعتا یاد گنجینه ای افتادم:p
 یاد یکی از پستای جنگل اسفالتم افتادم .. " اینارو میگم که باز توهم بیمعرفتی ایجاد نشه یه وقت ..حواسم بوده :دی ")
اردویی که از طرف یونی رفتیم هم واسه خودش خاطره ای بود .. با اون همه تگرگ و بارون و صدای آژیر سیل که قطع شدنی نبود وخوردن کنسروهای سرد مرغ و کلی عکس های یادگاری :)
14 روز از اردیبهشتم میگذره .. به معنای واقعی میگذره !! گیت های اتوبوس های یونی وبرداشتن..با غذا ها بهمون مخلفات میدن و کلی تحولات جدید ..
معجزات انتخابات هم گفتنیه واقعا ..حتی این 20 روزی که خیلی راحت حذف میشه ..

+ اصلا نیمخواستم با این لفظ بنویسم .. ولی نمیشد هم ننویسم .. ترسیدم یادم  بره چیزایی که اینقدر هستن وتنها به همین دلیل دیده نمیشن..

++ دارم یه تصمیم بزرگ میگیرم .. اینکه بخوام و استاتیک وبیافتم که ترم بعد با یکی غیر از این استاده بردارم که با جایگزین شدنه نمرم معدلم وبکشم بالا..
نمیدونم دقیق..ریسکه ولی..دلم ریسک میخواد.

( وقتی یه استاد بالاترین نمره کلاسش 12 باشه ویکی دیگه پایین ترین نمره کلاسش 18! خب وسوسه انگیزه ..)





__________________________________________________________________________________________

پ ن : امرزو 14 اردیبهشت .. من متاثرم ..واسه الف، واسه خودم واسه  مریم و اقای سین! 


-  یکمی ترسیدم .. وقتی یه چیزایی از تصوارتت دور میشه..خیلی دور !ترس داره .. اینکه فقط میپرسی از خودت الان من اینجا باید باشم یا نه؟ 
اینکه میدونم تو از اون بالا داری زل میزنی و من فقط به پاهام نگاه میکنم..

نوشته شده در 1392/02/14 ساعت 19:44 توسط zahra نظرات |


Design By : Pichak